نا امیدی

خرید بک لینک

امکانات وب

اسبِ امّیدِ مرا می تاختی
خود چگونه از نفس انداختی؟

بعدِ عمری وصله های عشق را
پاره اش کردی و دور انداختی

آن بهشتی را که عمری ساختم
فصلِ پاییزش جهنم ساختی

من ببازم هم نخواهی بُرد پس
نازنینم ! دستِ آخر باختی

خاطراتم را به شک انداختی
عاشقی را مثلِ من نشناختی

یک صدا از عمقِ جان می خوانَدَم
زیرِ آسی، شاهِ دل، انداختی

خانه ات آباد می بایست ازو
می گرفتی دل، نه دل می باختی

#سیدیونسناصری
#سینا

نا امیدی...

ما را در سایت نا امیدی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 16:01

صفحه بندی